و دوباره جراحی!

قرار شد که شنبه یک کیس برای جراحی ببرم کلینیک جدید! تا الان اون کلینیک نرفتم و در حد مرگ استرس دارم! حس میکنم همه چی یادم رفته! حس آدمی رو دارم که چند وقت روی یک تخت کنار استخر دراز کشیده و الان یک دفعه بلند شده و میخواد بدون آمادگی شیرجه بزنه تو قسمت عمیق!

امیدوارم جراحی خوب پیش بره و خیالم راحت بشه که کاملا مسلط شدم!

انرژی زنانه!

یکی دو بار اصطلاح "انرژی زنانه" را از دو تا از زبان آموزانم که دخترهای جوونی هستند شنیدم؛ انگار این واژه اخیرا خیلی ترند شده، رفتم داخل اینستاگرام سرچ کردم و رسیدم به پیج یک خانمی به اسم آریناز و حقیقتا پشم هام از این همه چرت و پرت ریخت!

این خانم که تعداد خیلی زیادی فالور داره و ویدیوهاش هم کلی ویو میخوره، به طور خلاصه دو تا چیز را داره تبلیغ میکنه! یکی اینکه مردها تامین کننده هستند و وظیفه دارند به پارتنر/دوست دختر یا زنشون پول بدند و دوم اینکه زنها باید انرژی زنانه و لطافت و .... داشته باشند!

مثلا یک ویدئو داشت که گفته بود اگر دوست پسرت پول اجاره ی خونت را نمیده یعنی دوستت نداره و کات کن! (حالا اینکه چرا یک پسر باید پول اجاره خونه ی دوست دخترش را بده را متوجه نمیشم! 😐)

یا مثلا یک جا دیگه گفته بود اگر شوهرت خیانت میکنه ولی همچنان از نظر مالی تامینت میکنه، باهاش بمون و به روی خودت نیار!!

خیلی برام عجیبه که در سال ۲۰۲۵ میلادی!! این ویدئوها انقدر طرفدار داره! طرز فکری که زن را یک موجود وابسته نشون میده که فقط باید خوشگل باشه تا طرف خرجش را بده! و خودش برای استقلال مالی هیچ تلاشی نکنه یا در زندگی و رابطه ی مشترک هیچ مشارکت مالی ای نکنه!

و حقیقتا امیدوارم دخترهای جوون از این طرز فکر سیندرلا وار الگو نگیرند!🤦‍♀️

تمرین جراحی

چند روز پیش داشتم با دوستم صحبت میکردم، در مورد اینکه دوست دارم دوباره جراحی تمرین کنم تا کاملا مسلط بشم. با مدیر کلینیکی که اونجا کار میکنه صحبت کرد و شمارش را بهم داد؛ مدیر کلینیک بهم گفت خودش موافقه ولی باید با جراح مجموعه هم صحبت کنه و تا دو روز دیگه نتیجه را خبر بده‌.

راستش کمی استرس دارم! الان چند ماهی میشه که جراحی نکردم و میترسم سوتی بدم یا دستهام بلرزه و ... و از طرفی چون جراح مجموعه را نمیشناسم، مطمئن نیستم آدم با حوصله ای باشه و برام وقت بذاره و اصلا انگیزه برای سوپروایز کردن و آموزش داشته باشه!

یاد آخرین جراحی ای که تو کلینیک قبلی انجام دادم افتادم! خانم حسابدار؛ دکتر را برده بود تو اتاق و صدای دعوا و جر و بحثشون میومد!

منم تنهایی شروع کردم، هیچکس کنارم نبود که بهم نخ بخیه بده یا داروی بیهوشی را تمدید کنه! یکی دو بار منشی را صدا کردم و نیومد! (احتمالا خانم حسابدار بهش گفته بود نیاد!). ناچار شدم هر بار که چیزی نیاز داشتم، دست‌کش هام را در بیارم، وسیله ای که میخواستم را بردارم و دوباره دستکس استریل بپوشم! در نتیجه کنارم کوهی از دستکش جمع شده بود! 😐😐 اواسط جراحی، دکتر یه سر اومد داخل اتاق و گفت هر وقت خواستی بخیه عضله را بزنی من را صدا کن و دوباره رفت تو اتاق پیش خانم حسابدار!

وقتی به بخیه عضله رسیدم، هنوز صدای جر و بحثشون میومد و منم دیدم نمیتونم وسط دعوایی که به خاطر منه برم و بگم میخوام بخیه عضله رو بزنم بیا ببین!

خودم شروع کردم، عضله را بخیه زدم و رسیده بودم به بخیه پوست که‌ دکتر اومد تو اتاق و گفت مگه نگفتم وقتی میخوای عضله را بخیه بزنی صدام کن؟ و دستکش پوشید و اومد بخیه را چک کرد و با تعجب گفت: " تحسین برانگیزه!" و بعد دوباره رفت تو اتاق پیش خانم حسابدار!

حقیقتا جراحی تو اون وضعیت خیلی سورئال بود! صدای جر و بحث و دعوا و من تنها و کوهی از دستکش!!

امیدوارم وقتی تونستم تو اون شرایط جنگی، جراحی را انجام بدم؛ باز هم بتونم! یکی از اهداف امسالم، تسلط کامل کامل روی این جراحیه و اگر بتونم در یکی دو ماه آینده جمعش کنم، یکی دیگه از اهداف امسالم تیک میخوره!

درونت مثل اسفند ماهه!

چند وقتیه که دارم تراپی میرم. من معمولا تراپی را بعد از یکی دو جلسه، رها میکنم ولی این دفعه تا جلسه ی سوم ادامه پیدا کرده، شاید چون تراپیست همسن خودمه و خوب میتونم باهاش ارتباط بگیرم.

امروز بهم گفت تو درونت مثل اسفند ماهه! دیدی ماه اسفند که میشه همه میرن روی دور تند و بدو بدو می‌کنند و عجله دارند؟ انگار که وقت کم دارند و باید تا پایان اسفند همه کارها را انجام بدن ! تو هم درونت اینطوریه، همش استرس و عجله داری که چند تا کار مختلف را انجام بدی!

توصیف جالبی بود و الان که بهش فکر میکنم میبینم که من همیشه اسفند ماه بودم! همیشه عجله داشتم و حس میکردم عقب موندم!

امروز عصر، پسرک را بردم پارک پرواز، از اینکه نپوشیدن مانتو انقدر نرمالایز شده لذت بردم، خانوم ها دیگه اکثرا با شومیز و شلوار یا شومیز و دامن میان بیرون و دیگه هیچکس با تعجب نگاهشون‌ نمیکنه و یا کسی به خودش اجازه نمیده تذکر بده. یک گروه خانم های چادری تعدادی بچه را آورده بودند و داخل یک آلاچیق، جشن گرفته بودند و بادکنک زده بودند و ... . این صحنه که یک عده چادری بودند و عده ای دیگه اون طرف تر در پارک بی حجاب و با شومیز و شلوار بودند، صحنه ی خیلی زیبایی بود. واقعا دیدن این صحنه های عادی و قشنگ چی بود که این همه سال از ما دریغش کرده بودند؟ حس میکنم اکثریت جامعه به یک بلوغ رفتاری رسیدند که به پوشش هم احترام بگذارند و امیدوارم این اتفاق قشنگ، ادامه دار باشه!

افسردگی پس از اسکایپ!

این مدت نمیتونستم بنویسم. چرا؟ خودمم نمی‌دونم! شاید یک دلیلش این بود که برنامه هام برای سال جدید، اونطور طوفانی که انتظار داشتم تا الان پیش نرفت!

امروز رسما تعطیلی Skype اعلام شد! وقتی کرونا شروع شد و من نمیتونستم کلاسهای حضوریم را برگزار کنم، اسکایپ شد عصای دستم و همه کلاسهام را اونجا برگزار میکردم، امروز که اعلام شد اسکایپ بسته شده، دلم گرفت! من متاسفانه خیلی زود وابسته میشم... به آدم ها؛ به مکان ها و حتی به اپلیکیشن ها! 😓

حالا باید دنبال یک جایگزین برای اسکایپ بگردم، خود اسکایپ، اپلیکیشن Teams را پیشنهاد داده که مطمئن نیستم مثل خود اسکایپ قابلیت ضبط کردن جلسات را داشته باشه که خیلی برام مهمه.

چند روز پیش اتفاق جالبی افتاد، قبلا اینجا در مورد دختری که در اون کلینیک کارآموزی میومد و من فقط یک روز دیده بودمش نوشتم. الان چند ماهی هست که کلاس آنلاین میاد پیش من و جلسه قبلی بحث برنامه هاش برای آینده و اینجور چیزا شد و بحث رسید به کلینیک و کارآموزیش ازش پرسیدم چرا کاراموزیش را اونجا ادامه نداد؟ گفت:" یادته یه خانمی اونجا بود که آرایش های خیلی غلیظ میکرد و همش به دکتر میچسبید؟ اون رو من حساس شده بود و حس میکرد میخوام با دکتر رابطه برقرار کنم، منم هی سعی میکردم بهش حالی کنم که بابا من ۲۰ سالی از شما دو تا کوچکترم و جای بچتون هستم! ولی باز هم حساس بود و هر دفعه یه حرکتی میزد که من دیگه نرم اونجا و حتی چند باری بهم گفت اینجا که زیاد مراجعه کننده نداره و چیزی یاد نمیگیری برو یه کلینیک دیگه که شلوغ باشه! و نهایتا انقدر اذیت کرد که دیگه نرفتم اونجا!"

وقتی داشت تجربش را میگفت واسه من مثل یک گروه درمانی روانشناسی بود! 😂 خیلی برام جالب بود که تجربش تا حد زیادی مشابه تجربه ی من بود و باعث شد بعد از چند ماه به این نتیجه برسم که حس دارک بودنی که از اونجا و اون زن میگرفتم، کاملا معتبر بوده! 😐